علل بروز شایعه

در انتخابات، برای فشار بر رقبای حاکم، در دوران بی‌خبری، در دوران ابهام در اخبار، در زمان کم‌اطلاعی، برای تخریب دشمن، برای تقویت روحیه همسنگران و برای تخریب روحیه دشمنان شایعات به حرکت می‌افتند. تایید و تاکید صاحبنظران این است که شایعه در شرایطی بروز می‌کند که درباره موضوعی که برای اکثریت مخاطبان افکار عمومی مهم است. اما درباره آن اطلاعات وجود ندارد اطلاعات موجود مبهم، ناقص و ناکافی است. ابهام + اهمیت = شایعه هرگاه مساله‌ای مهم در جامعه باشد و یا بروز کند، اما نسبت به آنها ابهام و پوشیدگی ایجاد شود و اخبار آن به درستی و صادقانه مطرح نشود، اهمیت و ابهام افکار عمومی را وادار می‌کند که جوینده حقیقت و اطلاعات باشند، سپس فرصتی ایجاد می‌شود تا فرصت‌طلبان و عنادورزان از آن بهره گیرند، لذا به طور عمده علت شایعه بی‌اطلاعی مردمان از وقایع ملموس است علاوه بر اینکه در همه بحران‌ها شایعه وجود دارد یا بوجود می‌آید.۴ راه مقابله با شایعه “راه مقابله با شایعه عبارتنداز

  پیشگیری

پیشگیری: قبل از شیوع هر شایعه‌ای باید خطرات و پیامدهای شایعه را برای مردم تشریح کرد. شایعه وبای خطرناکی است که به شدت و سرعت از یکی به دیگری منتقل می‌شود. و افراد، گروه‌ها، جوامع و حتی کشورهای مختلف را تحت تاثیر شگرف خود قرار می‌دهد. در آیات و احادیث متعدد هم نسبت به انجام غیبت، داشتن سوء ظن و پرگویی هشدار داده شده‌است. پس در جامعه اسلامی مردم باید به دنبال حرف و مطلب مستند و موثق باشند. روزنامه‌ها نیز از درج اخبار بدون منبع و به نقل از “محافل خبری” یا “افراد مطلع” باید خودداری نمایند تا جامعه از خطر شایعه مصون ماند. ۲- درمان: چنانچه شایعه‌ای فراگیر شد، باید اقدامات ذیل به عمل آید: ۱-۲) شناسایی منابع و افراد شایعه‌ساز. ۲-۲) بی‌اعتبار کردن منبع و کشف هویت آنان برای مردم. ۳-۲) دادن اطلاعات صحیح به مردمی که تحت تاثیر شایعه قرار گرفته‌اند (جامعه هدف.) ۴-۲) نادیده انگاشتن شایعات ضعیف و پاسخ غیرمستقیم به آن. مثلا نشان دادن تصویر زنده فردی که شایعه قتل وی منتشر شده‌است. ۵-۲) پاسخ شایعه با شایعه (که درجنگ‌های روانی علیه دشمن به کار بسته می‌شود.) برای کنترل و درمان هرچه بهتر شایعات مناسب است که مرکزی تحت عنوان مرکز مطالعات شایعه یا “شایعه‌سنجی” در کشور ایجاد شود تا به تحقیقات علمی و آماری این موضوع و ارائه راههای درمان شایعات بپردازند. آموزشهای عمومی نیز جزئی از شرح وظایف این مرکز می‌تواند باشد.”

  روان‌شناسی شایعه

مطالعات روان‌شناسی نشان می‌دهد که افکار عمومی بر انسان تاثیر می‌گذارد. در اینجا من صرفا عکس‌العمل فرد در مقابل دیگر اعضای گروه را به ویژه در موقعیتی که به لحاظ اجتماعی مهم است - در نظر می‌گیرم. دکتر برنارد هارت وجود یک گروه یا ذهن جمعی را در مطالعه جالبش در مورد روان‌شناسی شایعه، به صراحت رد کرد و بیان نمود ما یک روان‌شناسی اجتماعی و یک روان‌شناسی فردی نداریم. روان‌شناسی اجتماعی همان روان‌شناسی یک فرد در محیط ویژه - یعنی در حضور دیگر افراد گروه‌است. به هرحال تجربه شخصی من درباره وضعیت اجتماعی شایعاتی که در طول زلزله منتشر شد، مرا به این نظر راهنمایی کرد که یک قسم ذهن گروهی که تعیین‌کننده افکار و فعالیت‌های فردی به طرق گوناگون است، وجود دارد. دکتر هارت سعی می‌کند پدیده شایعه را به وسیله بررسی ابهامات تبیین کند. البته واژه ابهام را در معنای وسیع و نسبتا عمومی آن استفاده می‌کند. او معتقد است شایعه یک پدیده اجتماعی است، اما فرد در ارزیابی‌اش عامل اجتماعی خاصی را که در انتشار شایعه موثر باشد، نمی‌یابد. به نظر من اگر بحث به صورت زیر ارائه می‌گردد بهتر است اولا ماهیت شرایطی که شایعه به عنوان عکس‌العملی در برابر آن عمل می‌کند بررسی گردد، ثانیا خصایص خود این واکنش مورد بحث قرار گیرد، ثالثا عواملی که ماهیت و خصایص این واکنش، یعنی عوامل تعیین کننده این واکنش را تعیین می‌کند مورد بررسی قرار گیرد. من ادعا نمی‌کنم که مباحثم دقیق است، ولی سعی می‌کنم فقط نکات اصلی و آشکارتر را بیان کنم”.۶ شرایطی که باعث می‌شود شایعه منتشر گردد “شرایط نوعی و مثالی که به انتشار شایعه کمک می‌کند شامل موارد ذیل است: الف - شرایطی که در آن یک اختلال احساسی و هیجانی بوجود آید. ب - شرایط اختصاصی و غیرمتداول باشد. ج - افراد در آن شرایط با مسائل ناشناخته‌ای مواجه شوند. د- شرایط، عوامل ناشناخته‌ای را در بر گیرد. ه-- شرایط به یک گروه ذینفع مرتبط باشد

 

  انواع شایعه

لازم به ذکر است که باتوجه به آسیب‌پذیری شدید جامعه ما نسبت به رواج شایعات و تلاش فراوان دشمن در ترویج شایعه‌های سیاسی، اقتصادی، امنیتی و اجتماعی در جامعه و تخریب سلامت و تعادل روانی مردم، جا دارد که دستگاههای علمی، فرهنگی و تبلیغاتی کشور سرمایه‌گذاری بیشتری در این راستا انجام دهند. یعنی ضمن تجربه و تحلیل علمی شایعات و ریشه‌های آنها به تشریح عواقب شایعه‌سازی و ترویج آن برای مردم بپردازند.”۸ “انواع شایعه ۱) شایعات - ترس: بخشی از شایعات به منظور ایجاد ترس و وحشت و نگرانی در جامعه تولید و پخش می‌شوند. مثلا در سال ۱۳۷۰ه-.ش. شایعه‌ای در شهرها و روستاهای دور افتاده هند رواج یافت که: “باندهای خاصی برای ربودن بچه‌ها از خیابانها به وجود آمده است”. ضمنا شایع شد که منظور از این اقدام، فروش بچه‌ها به بانکهای خون یا فروش اعضای بدن آنها و به کارگیری آنها در باندهای دزدی و گدایی است. در پی رواج این شایعه در دل پدران و مادران ترس عجیبی مستولی شد، تا آنجا که علی‌رغم انکار رسمی موضوع از سوی مسئولان امر ولی آنها از اعزام فرزندان خود به مدارس اجتناب ورزیدند. ضمنا افراد زیادی به تهمت بچه‌دزدی و بدون هیچ محاکمه و تحقیقی توسط مردم اعدام شدند. ۲) شایعه - بدبینی: منظور از شایعه ترویج بدبینی و آزار و اذیت نسبت به اشخاص یا گروه‌های محبوب یا مقتدر در جامعه‌است. مثلا: شایعاتی که علیه پیامبر اکرم صلی‌الله علیه و آله در صدر اسلام منتشر می‌شد و نسبت شاعر بودن به آن حضرت می‌دادند (سوره یاسین: آیه ۶۹.) همچنین شایعه جنگ قدرت در ایران که بارها از سوی دشمنان انقلاب مطرح شده‌است. مثلا در سال ۱۳۷۲ شایعاتی مبنی بر حمله به منزل حضرت امام(ره) و کشته شدن ۲۰ نفر در بیت ایشان در غرب انتشار یافت که علت آن را نزاع بر سر کسب قدرت بین رهبران کشور ذکر کردند! البته روزنامه واشنگتن تایمز در ۱۹/۳/۹۳ منبع این خبر را دفتر ابوالحسن بنی‌صدر در پاریس اعلام کرد و با استناد به پخش سخنرانی حضرت امام(ره) از تلویزیون به تکذیب آن پرداخت. ۳) شایعه تفرقه‌افکن این شایعه بر مبنای اصل “تفرقه بیانداز و حکومت کن” یا “فرق تسد” استوار است. و با هدف ایجاد اختلاف در بین فرمانده و سربازان و یا بین دو همسر یادو طایفه و گروه و امثال آن تولید و پخش می‌شود. مثلا: پس از اشغال منطقه غزه توسط صهیونیست‌ها در سال ۱۳۶۶ شایع شد که مسیحیان از حاکمان اشغالگر خواسته‌اند که مسجد بزرگ غزه به کلیسا تبدیل شود. هدف از این شایعه ایجاد شکاف در وحدت ملی فلسطینیان از طریق تحریک احساسات دینی بود. ۴) شایعه فریب: این شایعه همچون پرده‌ای از دود است که برای پنهان‌سازی اهداف واقعی دشمن استفاده می‌شود. مثلا در تاریخ ۸/۶/۱۹۴۱ وزیر تبلیغات آلمان دکتر گوبلز ضمن چاپ مقاله‌ای درخصوص جزیره کریت به طور ضمنی اشاره کرد که ارتش آلمان در ابتدا قصد حمله به انگلستان را دارد و سپس روسیه، در حالی که نقشه اصلی بر مبنای هجوم به مسکو بود! ۵) شایعه اقتصادی هدف از شایعه ایجاد حالتی از نگرانی و ترس در بازار مالی یا اوضاع اقتصادی کشور به ویژه در زمان بحرانها و جنگهاست. مثلا: در آمریکا شایعاتی پیرامون تولیدات رستورانهای مک دونالد ظاهر شد که می‌گفت: این رستورانها به محتوای ساندویچ‌های خود کرمهایی اضافه می‌کند تا پروتئین آنها افزایش یابد. در پی این شایعه تعداد زیادی از مردم به علت سلامتی خود از خرید این تولیدات خودداری کردند و مدیریت این رستورانها را مجبور به صرف هزاران دلار نمود تا بر این شایعه ویرانگر سیطره یابد. ۶- شایعه ناموسی: این شایعه در پی جدایی بین زن و شوهر و هتک حرمت افراد از طریق بدنام کردن یکی از همسران است که به آن قذف گفته می‌شود. مثلا حادثه افک که در آیات ۲۰-۱۰ سوره نور نقل شده‌است در خصوص یکی از این شایعات است. در شان نزول این آیات مفسران گفته‌اند که یکی از همسران پیامبر اکرم صلی‌الله علیه و آله مورد تهمت ناموسی قرار می‌گیرد (در برخی کتابها نام این زن را ما ریه قبطیه و در کتب اهل‌سنت عایشه ذکر کرده‌اند.) مسلمانان از این مساله سخت ناراحت می‌شوند تا آن که این آیات نازل می‌شود. در این آیات مومنانی که فریب این تهمت را خورده و تحت تاثیر قرار گرفتند، مورد سرزنش واقع می‌شوند و خداوند متعال می‌فرماید: چرا هنگامی که این (تهمت) را شنیدید، مردان و زنان با ایمان نسبت به خود (وکسی که همچون خود آنها بود) گمان خیر نبردند؟ چرا نگفتید که این دروغی بزرگ و آشکار است؟ چرا چهار شاهد برای آن نیاوردند؟ اکنون که چنین گواهانی نیاوردند، آنان در پیشگاه خدا دروغگو هستند.”۹

 

 

 

شايعه
شايعه یکی از طبيعي‌ترين پديده هاي اجتماعي و يكي از رايجترين شيوه‌هاي كنش متقابل است كه تاكنون كمتر شناخته شده است. شايعه يك مقولة ذهنی و رواني با ابعاد گسترده‌اي است كه ابعاد مختلف آن به ويژه در زمانهاي بحراني (مثل زمان جنگ )، حالتي به مراتب حادتر به خود مي‌گيرد. هر چند كاركردهاي اجتماعي شايعه كاملاً شناخته نيست، اما بيشتر در وضعيتهاي « ناهنجاري» در جامعه به وقوع مي‌پيوندند، اين بدان معني است كه شايعه گزارش تأييد نشده‌اي از وقايع است كه به تعريف و تبيين وضعيتهاي مهمي كه به صورت دو پهلو ظاهر مي‌شود كمك مي‌كند.


شايعه پيامي است كه به طرز غير رسمي (معمولاً دهان به دهان ) منتقل مي‌شود و به موضوعي مربوط مي شود كه تحقيق در صحت و سقم آن مشكل است. شايعه شامل اطلاعاتي مي‌شود كه براي مردم اهميت دارد. البته ممكن است بخشي از شايعه حقيقت داشته باشد، هر چند مي‌توان گفت كه اين حكم همواره صادق نيست.

 

 

 

 
شايعه چيست و در چه موقعيتهايي رواج مي‌يابد ؟


شايعه پيامي است كه در ميان مردم رواج مي‌يابد، ولي واقعيتها آن را تأييد نمي‌كند. شايعه در موقعيتهايي رواج مي‌يابد كه مردم مشتاق خبر باشند ولي نتوانند آن را از منابع موثق دريافت كنند. هر گاه آدمها مشتاق خبرگيري دربارة قضيه‌اي باشند، به هر نوع اطلاعاتي در اين باره متوسط مي‌شوند و سپس آن اطلاعات را در ميان خودشان پراكنده مي‌سازند.
از نظر جامعه‌ شناسي، پديده شايعه فرايندي است كه از طريق آن، اخباري پخش و اغلب قلب مي‌شود بدون آنكه از مجراهاي رايج گذشته باشد.


شايعه مي‌تواند از يك اطلاع نادرست منشاء بگيرد يا آنكه منبع آن اطلاعي درست ولي اغراق آميز و درهم باشد. آن خبر از فردي به فرد ديگر و از گروهي به گروه ديگر منتقل مي‌شود، بدون آنكه منشاء آن مشخص يا دلايل قطعي دربارة صحت آن وجود داشته باشد.

 

آلپورت و پستمن ( Alport & postman ) مي‌گويند كه شايعه محصول دو عامل است:


1.
علاقه مردم به موضوع ( اهميت داشتن شايعه هم براي گوينده و هم براي شنونده ).

2. ميزان ابهام موضوع ( احتمال وجود و يا چند تعبير از يك موضوع ).

به نظر مي‌رسد هر دو عامل ياد شده از شرايط شايعه باشد . ممكن است عده‌اي به نتايج يك برنامة علمي يا تفريحي راديو يا تلويزيون علاقه داشته باشند. اما چون ابهامي در اين مسابقه يا حادثه وجود ندارد، ممکن است شايعه‌اي در مورد آن بروز نكند. در صورتي كه اگر به جاي برنامه علمي يا مسابقة ورزشي ساده يك برنامة علمي بحث انگيز يا يك مسابقه حساس مطرح باشد. احتمال بروز شايعه دربارة آن بيشتر مي‌شود.



 

فرمول اصلي شايعه


به نظر مي‌رسد دو شرط «اهميت» و «ابهام» در انتقال شايعه تأثير دارد و كم و بيش از رابطه‌اي كمي برخوردار است. در واقع مي‌توان فرمول قدرت و شدت شايعه را به صورت زير نوشت: ( R: I . A )


اگر بخواهيم اين فرمول را با كلمات تعريف كنيم، معني آن چنين است:

ميزان رواج شايعه (R) تقريباً برابر است با حاصل ضرب اهميت (I) در ابهام (A) موضوع مستتر در آن شايعه .
هر آيينه ابهام يا اهميت، صفر باشد شايعه‌اي وجود نخواهد داشت. مثلاً ما ايرانيها هيچ‌وقت درباره گران‌شدن قيمت شكر در كوبا در كشور خودمان شايعه‌اي نمي‌شنويم، چون اين موضوع براي ما مهم نيست. اما خبرهاي مربوط به افزايش يا كاهش انواع ارز یا طلا در كشور ما در سالهاي اخير از جمله شايعه سازترين موارد بوده است. بنابراين ، هر قدر خبر شايعه مهمتر باشد و مردم دربارة آن موضوع اطلاع كمتري داشته باشند، احتمال ايجاد شايعه قويتر مي‌شود. فرمول ياد شده در حد بسيار بالايي قابل اطمينان است، هر چند تحت شرايط مشخص عملكرد آن تغییر می کند. اگر جمعيتي تحت كنترل شديد قرار داشته باشند و اگر پخش و انتشار شايعه جرايم سنگيني داشته باشد، آن وقت مردم كم‌ و‌ بيش خوددار خواهند شد و شايعه نخواهند ساخت، يا اين شايعه سازي كمتر خواهد شد.

 

 

شكل گيري شايعه

شايعه معمولاً در زمينه‌اي از ابهام و تنش كه تحت آن هنجارها يا باورها زير سؤال رود خطراتي وجود داشته باشد يا رفاه كافي در دسترس مردم نباشد، گسترش مي‌يابد. همه اين وضعيتها باعث نگراني و توجه مي‌شود. اين احساسات انگيزه لازم براي گوش دادن به شايعه و انتقال آن به ديگران را فراهم مي‌آورد.

همانطور كه گفته شد، شايعه بيش از هر چيز از اهميت و ابهام مستتر در موضوع تغذيه مي‌شود. اين دو عامل بيانگر كنش متقابل زمينه‌هاي فردي و جمعي در شكل گيري و رواج شايعه است .

در انتقال شايعه سه عمل ادراك، به حافظه سپردن و گزارش كردن از فردي به فرد ديگر طي مي‌شود. اين مراحل در روند رواج شايعه از يك فرد به فرد ديگر متناسب با دفعات انتقال، تقويت مي‌شود و به طور طبيعي به كاستني‌ها و افزودني‌هايي بر اصل مطلب منتهي مي‌گردد.


بدين‌ترتيب شايعه از مراحل اولية شكل‌گيري تا تبديل آن به گزارش نسبتاً ثابت، با سه روند اصلي زير ارتباط دارد:

1.      تسطيح (Leveling) يعني حذف برخي جزئيات كه به نظر ناقلان شايعه ، غير مهم و كم اهميت تلقي مي‌شود. به بيان ديگر ، هر قدر شايعه بيشتر نشر يابد رفته‌رفته كوتاه‌تر و فشرده ‌تر و مختصرتر مي‌گردد.

2.      برجستگي (Sharpening) بدين معنا كه برخي جزئيات در طي جريان انتقال شايعه پايداري قابل ملاحظه داد

3.      . همانند سازي (Assimilation) بدين معنا كه ناقلان شايعه براساس منافع خويش موضوع شايعه را مفهوم و متناسب مي‌كنند.

بايساو (Bysow) آغاز رواج شايعه را با سه ويژگي زير آميخته مي‌داند:

1.      حادثه را يك يا چند نفر با علاقه برداشت مي‌كنند؛ علاقة آنان ريشه در اهميت اجتماعي حادثه دارد.

2.       رخداد از سوي دريافت كنندة آن ويرايش و ارزشيابي مي‌شود.

3.       پس از تكميل، ويرايش شايعه آغاز مي‌شود.

تحليل بايساو قابل قبول است مشروط بر آنكه هيچ گونه فاصلة زماني بين دو مرحلة 1 و 2 فرض نشود.



انواع شايعه


پژوهشگران براي تقسيم بندی شايعه تلاش فراوانی كرده‌آند، اما از آنجا كه روابط اجتماعي به هم پيوسته و انگيزه های دروني انسانها متفاوت است . نمي‌توان تقسيمي فراگير به دست داد كه در همه جا قابل استناد و انطباق باشد . بايساو انواع شايعه را به شرح زير مي‌داند:

1. شايعه‌هاي خزنده: شايعه‌هايي كه به آرامي منتشر مي‌شوند و مردم آن را به طور پنهاني و پچ‌پچ‏كنان و در گوشي به يكديگر منتقل مي‌كنند، نهايتاً در همه جا پخش مي‌گردد.

2. شايعه‌هاي تند و سريع: شايعه‌هايي است كه چون آتش به خرمن مي‌افتند. اين نوع شايعه‌ها در زماني كوتاه، گروه وسيعي را تحت پوشش ميدهند. آنچه دربارة حوادث و فجايع، پيروزيهاي درخشان يا شكست‌ها در زمان جنگ انتشار مي‌يابد، از اين نمونه است. از آنجا كه اينگونه شايعه‌ها بار هيجاني و عاطفي فراوان دارد و هيجان‏هايي چون وحشت، خشم و خوشحالي ناگهاني ايجاد مي‌كند، موجب بازتاب فوري مي‌گردد.

3. شايعه‌هاي شناور: اينگونه شايعه‌ها هر گاه شرايط را مساعد بيايد. قوت مي‌گيرد و در غير اين‌صورت مخفي مي‌ماند تا موقعيت فراهم شود. اخبار و مطالبي كه در جنگها پيرامون آلوده‌سازي آبها، وحشي‏گري دشمن در برخورد با زنان و كودكان و مانند آن پخش مي شود، از اين نوع شايعه‌ها است. آلپورت و پستمن در اين باره مثالي آورده‌اند كه خلاصة آن چنين است: سربازي در جنگ جهاني اول به دست نيروهاي آلماني اسير شده بود. پيامي به خانواده‌ خود فرستاده و گفته بود كه تمبر پستي را نگه دارند. از آنجا كه خانواده او مي‌دانستند وي هيچ تمايلي به گردآوري تمبر نداشته، از اين تقاضا تعجب كرده دست به كاوش زدند، چون تمبر را جدا كردند ، ديدند كه پشت تمبر نوشته شده بود ، اسير كنندگان، زبان او را بريده‌اند. اين شايعه در جنگ جهاني دوم نيز رواج يافته بود . حال آنكه به دو دليل شايعه غلط بود : نخست نامه‌هاي اسراي جنگي فاقد تمبر پستي بود ديگر آنكه اگر فرد پس از بريدن زبان ، تحت عمل جراحي فوري قرار نگيرد در اثر خونريزي خواهد مرد.
4.
شايعه‌هاي شيطاني: برخي از شايعه‌ها در زمان اضطراب مردم منتشر مي‌شود. يعني زماني كه همگي از يك چيز ترسيده‌اند و به همين سبب آمادة پذيرش شايعه‌هايي در مورد موضوع ترس خود چنين شايعه‌هايي قوت مي‌گيرد. براي مثال بعد از حملة پاژن به پرل ‌ها ربور (Perl Harbour) مردم وحشت‌زده شدند و شايعه‌هايي مبني براينكه بخش اعظم ناوگان اقيانوس آرام منهدم شده، پخش شد. البته خسارتهاي وارده زياد بود، اما به منظور پنهان نگه داشتن قسمتي از واقعيات و ترس و مردم، حكايتهايي مبالغه‌آميز و باور نكردني، به صورت شايعه منتشر شد. چنين شايعه‌هايي كه بر ترس مبتني است، « شايعه شيطاني» (Rumor Bogey) خوانده مي‌شود.

5. شايعه‌هاي وحشت: شايعه‌هاي ديگري وجود دارد كه موجب بروز وحشت مي‌شود. كه به آن
«
شايعات وحشت » (Panic Rumors) مي‌گويند. مثلاً همزمان با پخش گزارش‏هاي مربوط به شكست يا نزديك شدن سربازان دشمن شايعه‌هايي از اين قبيل مطرح مي‌شود. خطر اين نوع شايعه‌ها آن است كه هر كس شايعه را باور كند، معمولاً رفتارهايي ناگهاني و خشونت‌آميز و توأم با فرار انجام مي‌دهد.

بدين ترتيب، او خود به يك شايعه تبديل مي‌شود و شايعه صورت واقعيت به خود مي‌گيرد چون مردمي هم كه او را مي‌بينيد به فكر فرار و رفتن مي‌افتند.

 

 

انتشار شايعه


محتواي شايعه به مرور زمان تغيير مي‌كند و ميزان اين تغيير تا حدود زيادي از واكنش‏هاي عاطفي‌ ناشي از شايعه متأثر است. هر چه قدرت شايعه براي تحريك احساسات بيشتر باشد. احتمال تغييراتي كه در محتواي شايعه بروز مي‌كند، زيادتر است. كساني كه شايعه را منتقل مي‌كنند، تمايل دارند برخي جزئيات را حذف و بر بعضي تأكيد كنند. معمولاً تغييراتي كه در جزئيات داده مي‌شود، منعكس كنندة ترس‏ها، تعصب‏ها، اميده ، ديگر احساسات مردمي است كه شايعه را منتقل مي‌سازند.
انتقال يك شايعه فرايندي اجتماعي است كه يك ‌يك افراد مي‌توانند نقش‏هاي متعددي درآن داشته باشند. عده‌اي از افراد پيام ‌آورند و بر آنچه تكيه كرده‌ و آن را معتبر مي‌دانند، منتقل مي‌كنند. عدة ديگر در نقش افراد شكاك ظاهر مي شوند و دربارة آنچه مي‌شنوند، ترديد مي‌كنند. همچنين، عده‌اي ممكن است به تعبير و تفسير روي بياورند و مترصد اين باشند كه چه رخ مي‌دهد. بالاخره، احتمالاً عده‌اي هستند كه براساس شايعه‌ها تصميم‌گيري مي‌كنند و همين كه شايعه‌اي پخش شد، به اقدامات خاصي دست مي‌زنند.

 

 

 

 


چرا مردم شايعه را مي‌پذيرند ؟

هر شايعه‌اي براي پخش و پذيرش نيازمند ارتباط با مخاطبين خود است. هر نياز انسان مي‌تواند به شايعه تحرك و پويايي خاصي ببخشد. مثلاً كارمندي كه از گراني به تنگ آمده باشد (نياز)، بيشتر مستعد پذيرش شايعه در مورد بهبود اوضاع اقتصادي به خصوص افزايش حقوق و مزايا است، تا كسي كه اين نياز را ندارد، عواملي كه مي‌تواند در انتشار و پذيرش شايعه مؤثر باشد، عبارتند از:


1.
تنفر: تنفر مي‌تواند عاملي براي پخش و پذيرش شايعه باشد. آدمي هنگامي كه از كسي متنفر است و تصورات خود را به گونه‌‌اي زشت دربارة ان ترسيم مي‌كند و بدون هيچ دليل هر خبر منفي را دربارة او مي‌پذيرد. يقيناً شايعه در مورد چنين كسي جنبه‌اي انتقام آميز دارد. مثلاً دانش‌آموزي كه از مدير مدرسه‌اي متنفر باشد، هم زمينة شايعه‌سازي دربارة مدير و هم پذيرش شايعه در مورد او را دارد.


2.
پذيرش شايعه براي توجيه خود: هنگامي كه بدترين چيزها را دربارة ديگران باور مي‌كنيم، در واقع در حال تلاش براي توجيه خود هستيم. اما اگر خود را مقصر بدانيم، آن وقت كمتر مستعد پذيرش شايعه خواهيم بود. پژوهشي كه در آمريكا به عمل آمده، نشان مي‌دهد كساني كه به تبعيض نژادي اعتقاد دارند، سريعاً شايعه‌هايي مربوط به سپاه‌ پوستان درست کرده و منتشر می کنند.


3.
شكستن سكوت ملال‌آور: شايعه گاه براي پركردن سكوتي ملال‌آور نيز به كار مي‌رود. مثلاً وقتي در يك مهماني شركت داشته باشيد كه هنوز همة مهمانها نيامده باشند‌، در بين چند نفري كه دور هم جمع شده و هيچ حرفي براي گفتن نداشته باشند. كافي است يكي سكوت را شكسته بگويد:


«
آيا شنيده‌ايد كه ... » به اين ترتيب بازار شايعه داغ مي‌شود و هر كس برای آنكه از معركه عقب نماند، چيزي به آن اضافه مي‌كند و سرانجام بحثي گرم و داغ در برمي‌گيرد كه حتي گذشت زمان هم احساس نمي‌شود.


4.
تحريف واقعيت‏ها: شايعه در نقل دهان به دهان مرتباً تحريف مي شود تا جايي كه نقل قول دست چندم با نقل قول دست اول بسيار تفاوت پيدا مي‌كند. به طوري كه اگر اين شايعه را به سازنده اولي آن بگويند، اونیز از اين تحريف تعجب مي‌كند ! در يك آزمايش « آزموزگاری داستاني را خواند و سپس آن را به ديگري گفت و نفر دوم نيز آن را به سومي گفت و الي‌آخر، تا اينكه چندين نفر داستان را برای همدیگر باز گفتند. در اين تحقيق ديده شد كه چگونه داستان تحريف شد، بسياري از جزئيات آن حذف و مطالب ديگري به آن اضافه شد و در جزئيات موضوع نيز به شيوه‌هاي مختلف تغيير ايجاد گرديد. هر چند اين تحقيق در مورد حافظه انجام گرفته بود، ولي معلوم شد كه حافظه نيز در انتقال شايعه اهميت بسيار دارد».